مزدک

جنبش مزدكيان از سال ۴۹۴ ميلادى آغاز شده و سى سال ادامه یافت. تضعیف روحانیون و اشراف، ازبین بردن تحجرطبقاتی و ایجاد مساوات از برنامه های او بود. او خود یک موبد زردشتی و طرفدار افکار مانی بود. پیروان او نه تنها خانه های اشراف بلکه حرمسراهای آنها را هم تصاحب کردند و زیبا ترین معشوقه های آنان را نیز به تملک خویش درآوردند. در اين هنگام قباد كه از هر جهت دلى پر از روحانيون و اشراف داشته است و شايد هم  از دوران كودكى گرايش مانوی داشت، با این جنبش كنار آمده و راه مدارا و حتى حمايت و دستيارى را با مزدكيان در پيش گرفت. گفته شده است كه در اين دوران، قباد به سخنان مزدك اندرزگو پيرامون لزوم گشودن در انبارهاى دولتى غله به روى قحطى زدگان و اجراى عدالت در مورد طبقات فقیر تن در داده است.  ولی همانطور که گفته شد، قباد قربانی توطه اشراف و روحانیون شده و برای ادامه سلطنت به کمک پسرش خسرو انوشیروان به قتل عام مزدکیان پرداخت.

 

مسیحیت

درسال ٤٢٢ شـــورایی از اسقف های ایرانی استقلال کلیســـای مسیــحیان ایران را از مسیحیت یونان و روم اعلام نمود..
در زمان سلطنت قباد (پدر انوشیروان) شاخه نسطوری از کیش مسیحیت مورد قبول بیشتر مسیحیان ایران قرار گرفت. ساسانیان در تمام دوره حکومتشان سیاستی متغیر و دوگانه نسبت به مسیحیت  درپیش گرفته بودند که تا حد زیادی تابع نوع رابطه شان با روم شرقی بود. گاه به مسیحیان آزادی داده میشد و گاه مسیحیان به عنوان ستون پنجم امپراطوری روم تحت پیگرد قرار میگرفتند. با وجود این فراز و نشیب ها مسیحیت در ایران درحال پیشرفت بود. یکی از نشانه های نفوذ مسیحیت دردوره ساسانیان گرایشی بود که در اواخر عهد ساسانی در پادشاهان ایرانی نسبت به این دین مشاهده میشود. حتی بسیاری از خاندانهای اصیل زردشتی به مسیحیت گرایش پیدا کردند. یکی از علل رواج مسیحیت در ایران این بود که پادشاهان ایران در لشکرکشی های خود به سوریه گاه تمام شهروندان یک شهر یا منطقه را که اکثر آنها مسیحی بودند، به ایران کوچ داده و آنانرا در ایران مقیم میکردند. رواج مسیحیت در زمان خسرو پرویز (۵۹۰ تا ٦٢٨) یعنی اواخر ساسانیان به اوج خود رسید. همانطور که گفتیم خسرو پرویز به کمک قیصر روم <موریکیوس> دوباره به قدرت رسید. او با شاهزاده خانم رومی <ماریا> ازدواج کرده و تحت نفوذ معشوقه مسیحی اش شیرین نیز قرار داشت. بعضی از مورخین تاحدی پیش رفته اند که معتقدند، خسروپرویز مسیحست را قلباً پذیرفته بوده است. بعضی از سرداران ایران مانند <مهران گشنسپ> توسط کلیسای نسطوری غسل تعمید شده و به نام <گیورگیس> درآمدند.

 

جامعه ایران آبستن یک تحول اساسی بود

جامعه ساسانیان در دهه های آخر به یک رفرم سیاسی و اصلاح دینی سخت  نیازمند بود، ولی ساختارهای متحجر کهنه جلو هرگونه اصلاح طلبی مردمی را میگرفت. عدم وجود اصلاحات و ناتوانی های نظامی که نتیجه جنگهای فرساینده بخصوص درسالهای آخر ساسانیان بود، زمینه را برای حمله اعراب آماده کرد.  اگر سرداری چون بهرام چوبینه نفس تازه ای بر ساختارهای انحصار طلبانه خانواده ساسانیان میدمید، دیوارهای بلند و غیرقابل نفوذ بین طبقات و کاست های اجتماعی فرو میریخت، اصلاحات دینی مانی و مزدک سرکوب نمیشد، و اگر تدبیر و دور اندیشی بر حفظ منافع آنی و کوتاه مدت غالب میشد،  تاریخ راه دیگری را درپیش میگرفت.

از بوذرجمهر پرسیدند که علت سقوط ساسانیان چه بود؟ گفت: کارهای بزرگ را به دست انسان های خرد سپردند.

یکی از دوستان فاضل ما دوره ساسانیان را از شاهنامه فردوسی استخراج کرده و علل سقوط این سلسله را از دیدگاه فردوسی اینگونه جمعبندی کرده است:

· پیوند زناشوئی ایرانیان با بیگانگان بخصوص در سطح شاه و فرمانده

· دادن قولهای توخالی به مردم و اجرای خلاف آنها بعد از رسیدن به قدرت

· کشتن و از بین بردن شایستگان بوسیله حکام

· رواج خرافات و فال بینی و رمالی حتی در دستگاه دولت و تصمیم گیریها

· اذیت و آزار مردم توسط موبدان و روحانیون

· ناسپاسی نسبت به خدمتگذاران و دادن امکانات به چاپلوسان

· فاصله گرفتن قدرت ازمردم، بطوریکه خسروپرویز با لباس مسیحیت اهدائی قیصر روم بین مردم حاضرشد.

· قبول هدیه از طرف بیگانگان که جنبه رشوه دارد.

· عیاشی و خوشگذرانی سلاطین

 

با انقراض دولت ساسانی یک جریان دیگر نیز در ایران پایان یافت و آن  دوره حکومت پارسیان بر اقوام غیر پارس بود. تمام سلسله های بعد از اسلام (به استثنای چند دودمان محلی) یا غیر ایرانی و یا غیرپارس بودند.  غزنویان، سلجوقیان وخوارزمشاهیان ترک های آسیای میانه، ایلخانیان از بازماندگان هلاکو و بالاخره صفویان و قاجاریان آذربایجانی بودند.

رضا خان پهلوی در واقع رسالت اصلی خود را در بازگرداندن قدرت مرکزی به پارسیان (فارسی زبانان) میدانست و درحقیقت میخواست رشته گسسته تاریخ را به یزدگرد سوم ساسانی گره بزند. توجه به این موضوع برای ارزیابی فراز ونشیب های  تاریخ معاصر ایران   قابل اهمیت است

.

 

نشریه فرهنگی، ادبی و اجتماعی

Home

صفحه نخست

Archiv

آرشیو برگ سبز

Religion

und Dialog

گفتگو بین ادیان

Spiritualität

und Mystik

عرفان

Kunst und Literatur

هنر و ادبیات

Geschichte

تاریخ

Recht

حقوق

Interviews

مصاحبه ها

 

 

über

Barge Sabz

درباره برگ سبز

Briefe an uns

نامه ها

Gesellschaft für interkulturelle Konflikt-forschung

انجمن بررسی 

برخوردهای فرهنگی

über Hadi Resasade

درباره ناشر

برگ سبز

Kontakt

تماس با ما